پرش لینک ها

چگونه یک گرافیست را منفجر کنیم؟ ترشحات مغز یک طراح!

این نوشته رو تقدیم می کنم به تمام طراحایی که برای انجام وظایفشون، روز شب نداشتن و ندارن و بخشی از زندگیشون وقف تاثیرگذاری بیشتر شد.

ساعت ۱۱ شبه و من جلوی فست فود منتظر شامی بودم که سفارش داده بودم. خیلی خسته بودم چون تمام اون روز رو داشتم کار میکردم که گوشیم زنگ خورد!
– بله بفرمائید؟
– آقای تقی زاده سلام بنری که زدید ادیت داره، ساعت ۱۱و نیم هم باید پستش کنم.
– مگه لپ تاپ من حلقه ازدواجه که همیشه دستم باشه ؟

دقیقا همین نقطه بود که من کاملا منفجر شدم.

این یک نمونه، مشتی از خروار کارهایی بود که بی وقفه و بی منطق در حال ادیت خوردن بود. ولی این روند در دراز مدت  تمرکز و بخشی از تواناییمون رو کاملا تحت تاثیر قرار میده،
خیلی ساده بگم طبق چیزی که در کتاب “اینترنت با مغز ما چه می کند” اثر نیکلاس کار اومده هر فعالیت که مغز تشخیص بده بهش نیاز نداره، اونو کمرنگ میکنه و تا حدی اینکارو میکنه که اون قابلیت به کلی از بین میره، مثل نیزه انداختن در انسان های اولیه که دیگه الان بدرد نمیخوره و مغز انداختش دور، در حقیقت مغز ما در واکنش به تجربه‌هامون تغییر می‌کنه.
پس در نتیجه با مثل ربات کار کردن باعث میشیم که مغزمون مهارت تمرکز و خلاقیت رو بدست فراموشی بسپره و خودشو با شرایط جدید هماهنگ کنه.
اینجاست که اگر سوال ” من دارم چیکار میکنم ” پیش بیاد نقطه جوش رو لمس کردید.

اما انفجار، مخصوصا در رابطه با کارفرماهایی که سطح اطلاعاتی بسیار کمی نسبت به شغل و فرآیند کار ما دارند که همگی میدونید دارم راجبه چی صحبت میکنم!
اگر نمیدونید پس همین الان این کمپین رو بخونید و عضوش بشید : #من_یک_طراحم شغل من را کمی بیشتر درک کنید!…

یا تو فضای کارمندی در کسب و کارهای کوچیک که توان مالی کافی برای استخدام نیرو رو ندارند یا اینکه بقیه نیروها آموزش کافی ندیدن و بخشی عمده ای از کارشون بار اضافست برای طراح، مثل ادیت های بی موردی که از مشتری ها برای جلب رضایتشون میگیرن.

خوب حالا چند گام ساده رو مختصر بهش اشاره میکنم که طراح رو به این نقطه جوش میرسونه!!! درست مثل بازی معروف همسایه جهنمی

بی ارزش

توقع داشته باشید پیش‌طرح مجانی بگیرید!
طراحی یک شوخی احمقانست، چهارتا جعبه رنگی کنار هم گذاشتن که دیگه تخصص نیست!

طراحا هر ایده ای میدن یا از قبل بوده یا دانلود کردن.

هیچ فعالیت تخصصی مثل بررسی و آنالیز پروژه، ایده پردازی یا اتدی درکار نیست.

برای زمانی که طراح برای شما میذاره هیچ ارزشی قائل نباشید و اگر درخواست هزینه کرد اصلا زیر بار نرید. در ضمن اگر کاری که ازش خواستید رو دقیقا اجرا کرد ولی باب میلتون نبود اونو به مهارت های طراح ربط بدید.

صحبت حضوری

طراح که به شما مراجعه می‌کنه؛ نه شما به طراح!
طراحا بیکار نشستن فقط بهشون بگن بیا جلسه حضوری. نگاه نکنید کلاس میذاره میخواد هزینه رو بیشتر کنه وگرنه وقتش کاملا آزاده و درگیر هیچ کاری نیست.

بعد از اینکه جلسه حضوری رو اجرا کردید تمام ایل و تبار رو برای شرکت و اظهار نظر دعوت کنید.

یا اگر همکارتون طراحه برید بالای سرش و وقتی که داره با تمرکز کار میکنه شروع کنید به توضیح دادن کارتون و ازش بخواید تا نیم ساعت دیگه آماده بشه.

رزومه‌سازی

هر پروژه‌ای «طبعا» می‌‎تواند
رزومه خوبی برای طراح باشد!
مهم نیست شرکت کوچیکی دارید یا یک کارخونه بزرگ، برای سفارش کارت ویزیتتون به طراح بگید اگه اینو خوب بزنه همه کاراتون رو میدید بهش، طراحا دوست دارن ازین چیزا بشنون! بهش بگید کار شمارو بذاره تو رزومش ، NON-STOP مشتری میاد براش.
یا ازش بخواید در قبال کم کردن حجم PDF سررسیدهای تبلیفاتی اخر سال رو میدید طراحی کنه.

سلیقه شخصی

مساله دیزاین بسیار کوچیک تر از
خوش‌سلیقگی است.
اینکه دیزاین حل مسئله و شیوه انتقال مفهومه چه اهمیتی داره؟ مهم اینه دختر شما صورتی دوست داره! هر موقع طرحی باب میل و سلیقه شخصیتون نبود به طراح بگید: “این طرح یکجوریه” یا ” نه اصلا خوب نیست” یا اینکه با شدت بیشتر اینکارو بکنید و بهش بگید ” شما اصلا خوش سلیقه نیستی ”
یا اگر همکار طراح دارید همیشه سلیقه مشتری رو بر تخصص همکارتون اولویت بدید و سعی کنید فیدبک های کاملا شفاف و تخصصی مشتری رو بزور  به طراح اعمال کنید. مثل استروک زرد با نوشته مشکی و بک گراند قرمز !!!

بازخورد شفاف

اینکه طرح «یه جوریه»
بسیار جمله موثریه!
همونطور که گفتم فیدبک‌هایی مثل اینکه طرح خوشگل نیست، یا باحال نیست یا یه جوریه، فوق العادست! نمی دونید چه بلایی سر طراح میاره!! جوری سردرگمش میکنه که مجبور میشه دوهزارتا طرح دیگه بزنه، در آخر میتونید بهش بگید همون طرح اولی که زدی خوب بود همونو کار کنیم. اگر هم هدفمند طرح سفارش دادید، هیچ وقت سعی نکنید منظورتون رو شفاف بگید.

کپی رایت

امضای طراح روی طرح؟!
طبق عرف بین‌المللی طراح حق داره گوشه‌ای از طرح (از پوستر گرفته تا طرح وبسایت) امضای کوچیکی از شخصیت حقیقی یا حقوقی خودش بذاره. ولی اینجا داره میگه عرف، نمیگه قانونه، پس تا میتونید ساز مخالف بزنید.

برای در امان ماندن طراح چه راه حل هایی وجود دارد؟

  • اولین و ساده ترین راه اینه که به مدیر منابع انسانی یا مدیر بالا دستی خودتون موضوع رو مطرح کنید و بهش بگید این روند شما از یک انسان به ربات تبدیل میکنه و بکل خلاقیت رو از شما میگیره و شما رو به یک آدم خیلی معمولی تبدیل میکنه.  از طرفی، این رو هم باید بگم که خیلی از مواقع گفتن این مسائل به شرکت باعث درک بدی در مورد شما می‌شه. مثلا می‌گن که کاری نیست یا غر می‌زنه!!! ولی یادتون باشه ادامه این روند شمارو از خونواده و دوستاتون هم ترد میکنه و ممکنه باعث ترس، خشم، استرس، اضطراب، یاس و نا امیدی بکنه.

 

  • برای راه حل دوم میتونم بهتون مثل کارکنان چاپخونه که برای اثرات سرب شیر میخورن، موزیک ، یوگا یا هر نوع مدیتیشنی ، کتاب خوندن ، نماز یا هر کاری که بهتون آرامش میده رو توصیه کنم اگر هم کار از کار گذشته لطفا سریع تر به یک روان پزشک مراجعه کنید (شوخی) !
  • شما چی فکر میکنید؟ راه حلی برای در امان موندن سراغ دارید ؟

در آخر تشکر میکنم که وقت گذاشتید و خوندید، اگر تجربه منفجر کردن یک طراح رو داشتید خوشحال میشم باهم در میون بذاریم.

این نوشته اقتباسی از دیجیتال مارکتر یا برده نوین! نوشته علیجاه شهربانویی بود.

یک نظر بگذارید